کارآفرینان بیشتر صفات رهبران را دارا می باشند. تئوریهایی بر مبناء مشخصات کارآفرین بطور فزاینده مورد توجه و سوال می باشد. کارآفرینان اغلب در نقطه مقابل مدیران که بیشتر علاقمند به انجام کارها با روشهاي معمولی و کمتر ریسک پذیر می باشند قرار دارند. مطالعه منابع بسیاري در رابطه با شخصیت کارآفرینان نشان داده است که آنان برخوردار از خصوصیات ویژه اي می باشند. در رابطه با خصوصیات کارآفرینان آمده است که:

یک فرد کارآفرین یک نگرش کنجکاوانه دارد که نیروي محرکه برای موسسه میتواند محسوب گردد.

در نگرش کارآفرین مجموعه اي از ایده ها است که در دسترس بازار نیست. کارآفرین نگرش را بسط می دهد و احساس کاوشگرانه دارد. به علت خستگی ناپذیري و قاطعیت در عزم و اراده، کارآفرین تلاش می کند با توسعه استراتژي، نگرش را به واقعیت تبدیل کند. کار آفرین مسئولیت اولیه را میپذیرد تا دیدگاه به موفقیت مبدل گردد. کارآفرین ریسک را میپذیرد ، هزینه ها، بازار ونیازهاي مشتري را برآورده میکند و دیگران را هم براي مشارکت و کمک متقاعد میسازد . یک کار آفرین معمولاً یک متفکر و تصمیم گیر مثبت است . کارآفرینان بازارهاي جدید بوجود می آورند و در مفهوم جدید بازرگانی، بازارها مردم هستند که علاقمند و قادر هستند نیازهاي همدیگر را برآورده سازند، در اقتصاد این تقاضاي موثر نامیده می شود. کارآفرینان منابعی غنی و خلاق هستند آنها می توانند پدید آورند، مشتري و یا خریدار باشند.

این صفت کارآفرینان را از تجارت کنندگان عادي که اعمال سنتی مدیریت نظیر برنامه ریزي، سازماندهی و هماهنگی را انجام می دهند متمایز می سازد. کارآفرینان محل جدید مواد اولیه را کشف می کنند و به دلیل صنعت خلاقانه شان در کشف منابع مواد اولیه جدید اصرار می ورزند تا موسسه خود را توسعه دهند. در تجارت کسانی که بتوانند منابع جدید اولیه را توسعه دهند، از مزایاي رقابتی از جنبه هاي صدور، هزینه و کیفیت استفاده کرده و در موقعیت بهتري قرار می گیرند، کارآفرینان عوامل اصلی تولید نظیر زمین ، نیروي کار و سرمایه را سازماندهی و هماهنگ می کنند. آنها با ادغام این عوامل تولید، خدمات و محصولات جدید بوجود می آورند. منابع سرمایه اي از یک دیدگاهی ممکن است اشاره به پول داشته باشد معهذا در اقتصاد منابع سرمایه اي با ماشین آلات، ساختمان، و سایر منابع فیزیکی تولید کننده معرفی می شود.

کارآفرینان با جمع و سازماندهی منابع سرمایه اي تجارتهاي جدید و توسعه در تجارت را موجب می گردند . تکنولوژی ها ي جدید، کارخانجات و محصولات جدید از طریق آنان بکار گرفته می شود و یک چنین روحیه اي به مدرن شدن اقتصاد کمک می نماید. کارآفرینان اشتغال بوجود می آورند و مهمترین بخش اشتغال آور بخش خصوصی است. میلیون ها شغل در کارخانجات، صنایع خدماتی، بخش کشاورزي و در برخی از صنایع کوچک بوجود می آید. فراهم بودن موقعیت براي اشتغال زیاد در مفهوم در آمد بیشتر است و از اینطریق تقاضا براي کالاها و خدمات نیز بیشتر می گردد که همزمان تولید بیشتر نیاز به تولیدات افزونتر و اشتغال زیادتر را طلب می نماید. همچنانکه ملاحظه می گردد کارآفرینی در حقیقت موتور محرکه اقتصاد است لذا کشورهایی که در بستر سازي براي کشف استعدادها و شناخت کارآفرینان توانسته اند به موفقیت هاي لازم دسترسی پیدا بکنند در مقایسه با دیگر کشورها سطح زندگی بهتري را براي اقشار مختلف درجامعه خود فراهم آورده اند.

کارآفرینی, یوبان
کارآفرینی, یوبان


واژه کارآفرینی با ریشه فرانسوي، مفهوم تعهدکردن کاري را انتقال می دهد. فردي که، تعهدکند تا سازماندهی و مدیریت کسب و کار جدیدي را که توام با ریسک است،بپذیرد،درزمره این افراد جاي می دهند. در این کشورابتدا به کسی این صفت را ربط می دادند که، گروه موزیک یا دیگر فعالیت هاي تفریحی و سرگرم کننده را سازماندهی می کرد.در اوایل قرن 16 میلادي این مفهوم براي کسانی به کار برده شدکه، به ماموریت هاي نظامی اعزام می شدند. به تدریج این واژه در قرن 17 کاربرد بیشتري پیدا کرد. فعالیت هاي مهندسی ، همچون امور ساختمانی و سنگرسازي را نیز شامل شد.درقرن 18 ،این اصطلاح براي فعالیت هاي اقتصادي نیز به کار گرفته شد. در این قالب ، مفهوم کارآفرین ، بیش از چهار قرن مسیر تکاملی خود را پیمود. از این زمان به بعد بود که واژه کارآفرین براي فعالیت هاي متنوع و در قالب دیدگاه هاي مختلف مطرح شد. کارآفرینی موضوعی میان رشته اي است که گستره تخصص هایی همچون اقتصاد، روان شناسی، مردم شناسی، جامعه شناسی و مدیریت در تکامل آن نقش اساسی داشته اند.در تاریخ توسعه ي اقتصادي، اقتصاد دانان کلاسیک، همچون آدام اسمیت  و دیوید ریکاردو  نقش مهمی براي کارآفرینی درتوسعه ي اقتصادي قائل نبودند. به نظر آنان عوامل تولید،عبارت اند از : سرمایه، ماشین آلات و نیروي کار که به طور خودکار و خودتنظیم توسعه اقتصادي را موجب می شوند ریچارد کانتیلون  در حدود سال هاي 1730 میلادي براي اولین بار عوامل اقتصادي را به سه دسته مالکان زمین،عوامل اقتصادي دستمزدبگیر و آن دسته از عوامل اقتصادي که با قبول خطر و ریسک در بازار بورس فعالیت می کنند، تقسیم نمود. ژان باتیست سی  اولین کسی بود که بر نقش حیاتی کارآفرینان در بسیج منابع اقتصادي بر اساس اصول بهره وري تاکید کرد. ژوزف شومپیتر  اقتصاددان برجسته، کارآفرینی را موتور محرکه توسعه اقتصادي می داند و از آن تحت عنوان تخریب خلاق یاد می کند.

کارآفرینی, یوبان


این بدان معنی است که کارآفرین ، تعادل ایستا را در اقتصاد تخریب و تعادل پویایی را که لازمه ي توسعه اقتصادي است، ایجاد می کند. کار شومپیتر در مورد توسعه ي اقتصادي و کارآفرینی، تاثیر به سزایی بر آثار بعدي در مورد کارآفرینی داشته است، به طوري که وي را پدر کارآفرینی می نامند. بررسی مستندات علمی، سه مکتب اصلی اقتصادي نئوکلاسیک،اتریش و شومپیتر درحوزه ي کارآفرینی را نشان داده است.
در مکتب نئوکلاسیک، کارآفرین یک صاعقه ي حسابگر است. افرادي که به سرعت رعد و برق، گزینه ها و فرآیندهاي مولد را بررسی و بهترین گزینه ها را انتخاب می کنند.مکتب اقتصادي اتریش، مفهومی پویاتر و غنی تر از کارآفرینی مطرح می کند. براساس آن، کارآفرینان فرصت هاي بازار نامتعادل را کشف و از آن ها بهره برداري می کنند تا بازار به موقعیت تعادل برسد. شومپیتر به عنوان دانشجوي مکتب اتریش، کارآفرین را فردي متفکر، جسور و رهبري الهام بخش می داند که باید با ترکیب منابع اقتصادي در قالب روشی جدید، عدم تعادل اقتصادي ایجاد کند علاوه بر اقتصاددانان، صاحب نظران روان شناسی، مدیریت، جامعه شناسی و مردم شناسی نیز به بررسی جنبه هاي مختلف کارآفرینی پرداخته اند. مطالعه ي کارآفرینی در روان شناسی بر درك این نکته که چطور صفات افراد مختلف با انگیزش و عملکرد کارآفرینانه ي آنان ارتباط دارد، متمرکز بوده است. جامعه شناسان در شناسایی گروه بندي هاي اجتماعی بر اساس مذهب و نژاد و تاثیر آن ها در فعالیت هاي کارآفرینانه، تلاش هایی کرده اند و مردم شناسان نیز بر نقش هاي فرهنگ و روابط اجتماعی در کارآفرینی تاکید داشته اند. در اواخر دهه هشتاد میلادي نیز نویسندگان علوم مدیریت، به کارآفرینی و اداره ي امور کسب و کارهاي کارآفرینانه توجه کردند.

اشتراک گذاری

پاسخ دادن