یکی از مهم ترین فعالیتها و رشته های آموزشی بسیاری از دانشگاهها در دنیای امروز، آموزش کارآفرینی می باشد. طی دهه 1980، دانشگاهها بر حسب ویژگی گروه های تحت آموزش و نیازهای محلی، منطقه ای و ملی، برنامه های آموزشی متعددی را برای سازمان های خصوصی وعمومی طراحی نموده اند. دولت های اروپایی حمایت های ویژه ای را از فعالیت های مشوق کارآفرینی در میان جوانان بعمل می آورند. در آمریکا نیز آموزش کارآفرینی در درون دوره های دانشگاهی و توسط موسسات خاصی بسیار مورد توجه قرار گرفته است. کانادا و برخی کشورهای آسیایی همچون فیلیپین،هند و مالزی نیز گام هایی اساسی جهت حمایت از فعالیت های کارآفرینانه برداشته اند. این حمایتها شامل راهنمایی های عملی، مشاوره ، ارائه تسهیلات مالی و برگزاری دوره های آموزشی ویژه برای کارآفرینان در داخل یا خارج از دانشگاه ها می باشد.

در دنیای امروز، دوره های آموزشی کارآفرینی نه تنها جای خود را در بستر دروس دانشگاهی و در رشته های مختلف باز نموده، بلکه در دوره های مختلف تحصیلی از ابتدایی تا دبیرستان نیز مورد توجه قرار گرفته اند.

تنوع این دوره ها، شرکت های موجود را نیز تحت تاثیر قرار می دهد و دوره های متعددی جهت رشد، بقاء و کارآفرین نمودن سازمان های بزرگ طراحی شده است.
بی تردید محور اصلی توسعه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در هرکشوری، نظام آموزش عالی و به طور مشخص تر، دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی هستند. چنانچه این نظام بتواند نقش مهمتری در قبال توسعه اقتصادی ایفا کند، جایگاه آن در جامعه روشن تر خواهد شد. در جوامعی که مراکز آموزشی و پژوهشی پویا و زنده هستند، و با جامعه ارتباط دو سویه دارند، پدیده رشد وتوسعه در آنها جدی است و حرکت، نوآوری و ابداع وجود دارد. البته جایگاه واقعی آموزش عالی زمانی مشخص می شود که نقش آن در امر توسعه همه جانبه همچون توسعه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیز مورد توجه قرار گیرد. در چنین شرایطی می توان دورنمای روشن برای چشم انداز جهانی آموزش (UNESCO) کشور انتظار داشت. سازمان علمی آموزش فرهنگی ملل متحد عالی برای قرن 21 ، دانشگاه های نوین را اینگونه توصیف کرده است )) جایگاهی که در آن، مهارت های کارآفرینی، به منظور تسهیل قابلیت های فارغ التحصیلان و برای تبدیل شدن به ایجاد کنندگان کار، توسعه می یابد. (ایجاد کسب و کارهای کوچک امکان خویش فرمایی، استقلال، رشد و توسعۀ اقتصادی را فراهم می کند. در حالی که تمامی کشورها، توسعۀ اقتصادی را به عنوان یک نیاز ضروری برای اجتماع خود در نظر گرفته اند، آموزش کارآفرینی می تواند عنصری اساسی در توسعۀ اقتصادی محسوب شود.آموزش کارآفرینان جوان، سرمایه گذاری برای آینده است. در این آموزشها، تجربیات مثبتی به جوانان ارائه می شود تا آنها بتوانند تصمیمات بهتری درباره آیند کاری خود اتخاذ کنند. آموزش کارآفرینی از تجربیات گوناگونی تشکیل یافته است که دورنمایی به افراد می دهد تا از فرصت های مختلفی که وجود دارد، استفاده کنند. کلمه کلیدی در آموزش کارآفرینی ” تجربه” است.

کارآفرینی, یوبان


در یک تعریف ساده، آموزش کارآفرینی فرایندی نظام مند ، آگاهانه و هدف گرا می باشد که طی آن افراد غیر کارآفرین ولی دارای توان بالقوه به صورتی خلاق تربیت می گردند. در واقع، آموزش کارآفرینی فعالیتی است که از آن برای انتقال دانش و اطلاعات مورد نیاز جهت کارآفرینی استفاده می شود که افزایش، بهبود و توسعه نگرش ها، مهارت ها و توانایی های افراد غیر کارآفرین را در پی خواهد داشت.

به عبارت دیگر، آموزش کارآفرینی به برنامه هایی اشاره دارد که دانش و آگاهی های مربوط به کارآفرینی را برای اهداف شغلی ارتقا می دهد و آموزش مهارت هایی را فراهم می کند تا کسب و کارهای جدید توسعه یابند ، علاقمندی به آموزش کارآفرینی با برنامه های مراکز آموزشی کاملاً هماهنگ می باشد بطوریکه 317 مدرسۀ معتبر و دارای مجوز در آمریکا به این آموزش ها اشتغال دارند. در سطح جهان نیز تحقیقات نشان داده است تعداد دانشگاه هایی که حداقل یک درس در زمینه کارآفرینی ارائه می کنند از 16 دانشگاه در سال 1970 به 400 دانشگاه در سال 1995 افزایش یافته است و حداقل 50 دانشگاه 4 درس و یا حتی بیشتر در زمینه کارآفرینی ارائه می کنند. اعتقاد بر این است که تغییرات اقتصادی عاملی مهم در افزایش علاقمندی به کارآفرینی بوده است به گفتۀ گیدنز در همه کشورها آموزش و پرورش یکی از حوزه های مهم سرمایه گذاری است.

کارآفرینی, یوبان

اما شیوه های سازماندهی نهادهای آموزشی و نسبت جمعیتی که انواع و سطوح آموزشی را دریافت میکنند در کشورهای گوناگون، با هم تفاوت بسیار دارند. بسیاری از کشورهایی که دارای منابع طبیعی هستند و توسعه نیافته اند در پذیرش و پدید آوردن نظام های نوین تولیدی که از لحاظ اجتماعی و اقتصادی به ثروت آنان اعتبار ببخشد، مشکل دارند. کارکرد اصلی آموزش رسمی فراهم ساختن مهارت های لازم برای اشتغال افراد است. در بیشتر مؤسسات اقتصادی، برای آن که شخصی بتواند به سطح مدیریت اقتصادی ارتقاء یابد، باید یک دوره تحصیلات دانشگاهی را گذرانده باشد. هر فرد مهارتها و آموزش هایی دارد که با آن می تواند درآمد کسب کند.


امروزه، جوامع با تحولات و تهدیدات گسترده بین المللی روبروهستند تحولات و دگرگونی های نظام اجتماعی اقتصادی عصر حاضر ناشی از پیشرفت های شگرف علمی و تکنولوژیک است که به نوبه خود منجر به دیدگاه ها، ضرورت ها و نیازهای جدیدی شده است. برای پاسخ به این نیازها و همراهی با تحولات و دگرگونی های مزبور، دیگر نمی توان به روشها و فرآیندهای موجود اکتفا کرد. از این رو تضمین و تداوم حیات و بقای جوامع، نیازمند ارائه راهها و روش های جدید به منظور مقابله با مشکلات است. به همین خاطر است که نوآوری، ابداع، تولید محصول جدید، فرایندها و روش های نو بیش از پیش ضرورت می یابد. به منظور استفاده بهینه از توانایی های افراد و دستیابی به توسعه اقتصادی، سیاستمداران با کمک اقتصاد دانان و برنامه ریزان به دنبال ارائه الگویی هستند که نقش کارآفرینی را در توسعه همه جانبه به ویژه توسعه اقتصادی تقویت نماید.

در واقع امروزه در عرصه جهانی، افراد خلاق، نوآور و مبتکر به عنوان کارآفرینان، منشا تحولات بزرگی در زمینه های صنعتی، تولیدی، خدماتی شده اند و نقش آنان به عنوان موتور توسعه اقتصادی، قهرمانان ملی و توسعه صنعتی، محرك و مشوق سرمایه گذاری، عامل ایجاد اشتغال، گزینه اصلی انتقال فناوری و عامل رفع خلل و تنگناهای بازار، در جوامع تبیین یافته است.چرخ های توسعه اقتصادی همواره با توسعه کار آفرینی به حرکت در می آیند ازاین رو پرورش نیرو های خلاق و نوآور، یکی از مباحث مهم در سطح صنعت، خدمات و دانشگاه ها می باشد. برای توسعه کارآفرینی مبتنی بر دانش، ایجاد واحد کارآفرینی در رشته های دانشگاهی و همچنین تجدید نظر در روش های آموزش، یادگیری و برنامه های درسی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی ضرورت دارد. به نظرصاحب نظران کارآفرینی و اقتصاد، ایجاد واحد کارآفرینی در رشته های دانشگاهی نباید به صورت اختیاری و ناکارآمد موجود در دانشگاهها باشد بلکه این وضعیت نیز همراه با روش های آموزشی، یادگیری و برنامه های درسی باید مورد تجدید نظر قرار گیرد.

موانع توسعه کارآفرینی دانشگاهی


پاسونر علم کار آفرینی را با چهار عامل سیاست، اقتصاد، جامعه وفرهنگ عمومی در حال تنش و کشش دائم می داند . رابطه اقتصاد وکار آفرینی به معنای تعامل بین دو طیف فعالیت های علمی و اندیشه های علمی در زمینه کارآفرینی ازیک طرف و مجموعه ای از نهادها،فعالیت ها و مقوله بازار، مقوله صنعت خدمات وتولید و مفاهیم مشابه از طرف دیگر ورابطه سیاست و کارآفرینی حاکی از نوع نگرش نظام سیاسی مسلط به مقوله کارآفرینی در این عرصه می باشد. وهمچنین در مورد ارتباط کارآفرینی با جامعه باید دید که آیا ارزش های اجتماعی مدافع ارزش های کارآفرینانه است یا اینکه با آنها مغایرت دارد. این ارتباط باید طوری باشد که کار آفرین خود را در جامعه غریبه احساس نکند . ودر مورد ارتباط کارآفرین با فرهنگ، باید ارزش ها، هنجارها و باورهای موجود در فرهنگ عمومی متناسب با فعالیت خلاق کارآفرین باشد.


چرا کار آفرینی به رغم عمر چندین دهه به عنوان یک اصل مسلم توسعه، هنوز نتوانسته است عرض اندام کند ؟ این یکی از مهمترین سؤالاتی است که در دهه اخیر ذهن بسیاری از اندیشمندان جامعه را به خود مشغول کرده است . برای یافتن موانع موجود بایستی به ساختار چهار عامل ذکر شده یعنی ساختار اقتصادی، سیاست های مطرح شده در جامعه، فرهنگ کار آفرینی و ارزش های جامعه نگریست. از جمله مشکلات پیش روی کارآفرینی عبارتند از:


  • دانشگاه ومؤسسات آموزش عالی برای اجرای کار آفرینی با مشکلاتی روبه رو هستند که عمده ترین آنها را می توان چنین بر شمرد: امروزه بیشتر درس های دانشگاهی به ویژه در رشته های علوم انسانی به شیوه  نظری ارائه می شود و تلاش جدی برای کاربردی کردن آنها نشده است. بیشتر دانشجویان یک رشته مطالب درسی را حفظ کرده و امتحان می دهند و سرانجام موفق به گرفتن مدرك می شوند . از این رو بیشتر دانش آموختگان دانشگاه ها با نیازهای بازار کار هماهنگی وهمخوانی ندارند و تخصص ها و مهارت ها هم جهت و همسو با نیاز های بازار کار شکل نمی گیرد و به علت کار بردی نبودن درس های دانشگاهی به ویژه در رشته های فنی، دانش آموختگان آمادگی برای کار ندارند.

  • از دیگر مشکلات در زمینه ی اشتغال نهادینه نشدن فرهنگ کارآفرینی در سطوح گوناگون جامعه است . متاسفانه بجای ایجاد فرهنگ کارآفرینی، فرهنگ کارمند پروری در جامعه رشد و گسترش یافته است که این امر با توجه به پایین بودن ظرفیت جذب نیرو در اداره ها وسازمانها مشکلاتی پدید آورده است.
  • بازار کار هماهنگ با تحولات علوم وتکنولوژی در حال دگرگونی است. از این رو بازار کار به برخی تخصص های تازه نیازمند است که لزوما دانش آموختگان دانشگاه ها در دوران تحصیل فرا نمی گیرند.

  • محدودیت اختیار مدیران دانشگاه ها در زمینه برگزاری درس های کارآفرینی و برنامه ریزی بلند مدت برای کارهای اشتغال زا، منجر به کاهش ابتکار و نوآوری می شود. از این رو، ناگزیر به برنامه ریزی در کوتاه مدت می شوند، برنامه ریزی های کوتاه مدت نیز به کاهش ابتکار های کارآفرینانه با آثار دراز مدت می انجامد.

  • مشکل دیگر نبود ارتباط میان دانشگاه ها و مراکز صنعتی است. به گونه ای که امروزه به رغم ایجاد گسترش دانشگاه های صنعتی،حلقه های پیوند آنها با صنعت و تولید چندان شکل نگر فته است .در واقع تا زمانی که ارتباط دانشگاه و صنعت به درستی شکل نگیرد، نمی توان به پیشرفت و توسعه جدی کشور امیدوار بود.
  • ناآشنایی جوانان با بازار کار و مشارکت نداشتن فعال بخش خصوصی در زمینه های پژوهش، توسعه ،فعالیتهای تولیدی و کار آفرینی از دیگر مشکلات در این زمینه است.
اشتراک گذاری

پاسخ دادن